بسم الله... هوا ابری است این روزها خداکند خورشید زودتر بیاید و خدا کند وقت ظهورش ما به سایه ها پناه نبریم....
بازدید امروز : 0
بازدید دیروز : 3
کل بازدید : 248765
کل یادداشتها ها : 12
روایت آن روز های سرد و خاموش در مدینه
روایت روز هایی است که غباری خفت بار و ذلت آور نفس شهر را بند آورده بود
و انگار همه فراموش کرده بودند عهد و پیمان خود را با فرستاده نه تنها در غدیر که در تمامی این سالها
بنگرید چه آسوده جانشین پیامبر را کناری زدند
و چه گستاخانه حق او را غضب کردند
و درخواست وقیحانه آنها که دیگر هیچ
بیعت ؟از علی ؟
برای که؟
مگر می شود علی(ع) را جز در برابر حق مطیع ببینی
و مگر می شود دست او را بست
جز اینکه آقایش امر به صبر فرموده
چه زود علی (ع) تنها شد
و صحابه رسول را بنگرید
که ثبت می کردند تاریخ را در غدیر
و حال در سقیفه
و نامردمان را بنگرید
و هجوم شان برای بیعت با جانشین رسول!
و حرامیان را که اجر ذی القربی را ادا می کنند
و فاطمه (س) را بنگرید
که فدک را گرفته بود اگر...
و علی
و علی را بنگرید
و جواب سلامش که این روزها در مدینه دیگر واجب نبود!